سرآغاز (Inception)

1389/08/21

حیرت انگیز شاید بهترین کلمه ای باشد که بتوانم درمورد این فیلم بگویم. دیدن این فیلم بدجوری آدم رو به فکر فرو می برد. بعد از دیدن فیلم تا مدتها فکر می کردم نکند قسمت عمده ای از زندگی و خاطراتم خواب و رویا بوده باشد. در همین ابتدا باید اشاره کنم که با شروع فیلم خودتان را در اختیار آن قرار دهید تا حظ کافی را از آن ببرید. سوالات و گیرهای بیشتر را تا انتهای فیلم بی خیال شوید.
Inception آخرین ساخته کارگردان ۳۹ ساله انگلیسی کریستوفر نولان Christopher Nolan است. وی که در سال ۹۸ اولین فیلم خود را با عنوان Following ساخت با کارگردانی فیلم یادآوری Memento توانست خود را به عنوان کارگردانی صاحب سبک تثبیت کند. از دیگر فیلمهای او می توان به بی خوابی (۲۰۰۲) Insomnia - بتمن آغاز می کند(۲۰۰۵) Batman begins - پرستیژ (۲۰۰۶) Prestige - شوالیه تاریکی(۲۰۰۸) The Dark knight اشاره کرد.

 
Inception Poster

در قصه فيلم، دی كاپريو در نقش يك مامور ويژه و زبده ظاهر می شود كه همراه گروه خود بايد به ذهن آدم ها رسوخ و روياها و ايده هاي آنها را بدزدند، اما خط اصلی قصه فيلم زمانی شكل مي گيرد كه او از سوي يك ميلياردر بانفوذ و پرقدرت اجير می شود تا كاری برعكس را انجام دهد. وي بايد با رسوخ در ذهن يكی از رقبای اين ميلياردر، ايده ای را در ذهن او بكارد تا وی به دنبال برآورده كردن آن ايده و رويا برود.
فیلم ریتم بسیار خوبی دارد ولی شدیدا توصیه می کنم زمانی مناسب را برای دیدن آن انتخاب کنید. زمانی که فکرتان آزاد باشد تا بتوانید تمام دیالوگ ها را با دقت گوش دهید (یا زیرنویس بخوانید) فیلم پر از دیالوگهای حیاتی است که اگر تمام آنها را متوجه نشوید به مشکل برمی خورید. انتخاب نقشها و بازیها فوق العاده خوب است. یکی از بهترین بازیهای بازیگر موردعلاقه من لیوناردو دی کاپریو را می توانید در این فیلم ببینید ( می خواهم نظرتان را به سکانسی جلب کنم که در هواپیما از خواب بیدار می شود و هنوز گیج خواب و اتفاقات پیشین است. حس عجیبی دارد) یادم می آید که در جایی خواندم که اسکورسیزی در مورد وی گفته بود: « او مرا یاد دنیروی جوان می اندازد» و شاید هم به همین دلیل است که دی کاپریو پای ثابت فیلمهای این کارگردان بزرگ است.
می گفتند ویژوال افکت با ساختن فیلم ۲۰۱۲ تمام شد ولی دیدن رویاهای این فیلم چیزی بود که نمونه آن را در ۲۰۱۲ هم نمی توان یافت. جلوه های ویژه به ياري نولان می آيد تا يك قصه انسانيی را در ارتباط با احساسات و عواطف انسانی تعريف كند و ذات آدمی را در معرض بحث و قضاوت قرار دهد. این است استفاده هنرمندانه از ابزاری مثل کامپیوتر.
گفته می شود كريستوفر نولان حدود ۱۰ سال زمان صرف كرد تا فيلمنامه آغاز را نوشته و تكميل كند. طبيعيی است وي كه در آن زمان مشغول كار روي پروژه های ديگر بوده است بايد تمركز ويژه ايی روی اين فيلمنامه كرده باشد. البته با دیدن فیلم کاملا متوجه می شوید که واقعا چقدر همه چیز حساب شده و دقیق است.
با وجود اینکه ساختار این اثر نولان بسیار هنرمندانه است ولی باز هم حس و حال متفاوت و خاص فیلمهای اولیه اش را ندارد. یادم می آید وقتی ممنتو ساخته شد تا سالها و حتی تاکنون تاثیر زیادی بر فیلمها گذاشت و فیلمی بود خاص خود کارگردان و حتی فیلم بی خوابی که در نوع خود بی نظیر بود. به نظر من تمام کارگردانهایی که روزی فیلمهای متفاوت و مستقل می ساختند امروزه در صنعت سینمای هالیوود غرق شده اند و از اصل خود دور مانده اند. نگاهی به فیلمهای اخیر دارن آرنوفسکی و تام تیکور نگاهی بیندازید. در آخر باید بگویم که اگر ماتریکس ساخته نمی شد این فیلم یکی از بهترین فیلم هایی بود که در این ژانر ساخته شده بود.
این فیلم در قسمت ارزشگذاری در سایت imdb عدد ۹ را از ۱۰ گرفته است.

تخیلات دکتر پارناسوس

1389/05/26

تخیلات دکتر پارناسوس (The Imaginarium of Doctor Parnassus)
خلاصه داستان: در لندن و در زمان معاصر، گروه دوره‌گردی با شمایل قرن نوزدهمی با اجرای نمایش زندگی خود را می‌گذرانند، هرچند استقبال از کارهای آن‌ها بسیار اندک است. رهبر گروه، دکتر پارناسوس (کریستوفر پالمر) است که در نمایش‌ها ادعا می‌شود مردی به سن تمام دنیاست. ادعایی که چندان اشتباه نیست زیرا دکتر پارناسوس بخاطر قراردادی که با شیطان (تام ویتس) بسته، فنا ناپذیر شده. او با دختر جوانش والنتینا (لی‌لی کول)، پسری جوان به نام آنتون (اندرو گارفیلد) و مردی ریزه‌نقش به نام پرسی (ورن ترویر) گروه را می‌گرداند. جالب‌ترین وسیله در تئاتر آن‌ها، آینه‌ای است که با عبور از آن می‌توان وارد دنیای خیال دکتر پارناسوس شد و ممکن است هرگز موفق به خروج از آن نشد. پارناسوس همواره مست است. او سن دخترش را به دلایلی فاش نمی‌کند، تا این‌که در قرارداد جدیدی که با شیطان می‌بندد، سر و کله‌ی مرد جوانی که گروه او را از روی طناب دار نجات داده، (هیث لجر) به زندگیشان باز می‌شود و ...

به نظر من اگه بتونید ۴۰ دقیقه اول فیلم رو تحمل کنید از فضاها و تخیلات غنی فیلم لذت خواهید برد. فیلم پر از تصاویر چشم نواز و مبهوت کننده است و کارهای تیم برتون را به یاد می آورد. هر چند که اگر تیم برتون فیلم را می ساخت چیز دیگری بود. این فیلم توسط تری گیلیام Terry Gilliam ساخته شده که قبلا فیلمهایی چون برزیل ( ۱۹۸۵) ، ماجراهای بارون مونشازن ( ۱۹۸۸ ) ، (سلطان ماهیگیر (۱۹۹۱) ،  ۱۲ میمون ( ۱۹۹۵ ) و  برادران گریم( ۲۰۰۵ ) را در کارنامه خود دارد.
چیزی که این فیلم را ناراحت‌کننده می‌کند، مرگ هیث لجر است. بازیگری که پیش از بازی در این فیلم، با ژوکری که در «شوالیه‌ی تاریکی» بازی کرد، همه را انگشت به‌ دهان کرد. تری گیلیام باید به‌گونه‌ای پروژه‌اش را به پایان می‌رساند، بنابراین او سه بازیگر سرشناس دیگر را هم برای نقش لجر در آن سوی آینه به‌کار دعوت کرد: جانی دپ، جود لاو و کالین فارل. کوتاه‌ترین نقش را دپ و طولانی‌ترین را کالین فارل بازی می‌کند. با این‌حال، هیچکدام خوب نیستند. نه آن خوبی که همیشه از آن‌ها انتظار می‌رود. از بین این سه نفر، بازی جانی دپ معمولی‌تر است، انگار سریع می‌خواسته برداشتش را بگیرد و برود. جود لاو هم از بقیه بهتر بود، و کالین فارل هم به اندازه‌ی آن فیلم خوب نیست. پس از مرگ لجر، سه بازیگر جانشین او تمام مبلغ قرارداد خود را به دختر دو ساله‌ی لجر، ماتیلدا، بخشیدند.
هرچند که به نظر من فیلم فوق العاده ای نیست ولی ارزش یکبار دیدن را دارد. برای اطلاعات بیشتر اینجا بروید.

http://moviecarpet.com/wp-content/uploads/2009/10/The-Imaginarium-Of-Doctor-Parnassus-Poster-12.jpg



چگونه یک لوگوی المپیک طراحی کنیم.

1389/05/26


http://blog.condorcape.com/wp-content/uploads/2008/08/pic265791.jpg

http://blog.condorcape.com/wp-content/uploads/2008/08/pic169941.jpg

http://blog.condorcape.com/wp-content/uploads/2008/08/pic085101.jpg

http://blog.condorcape.com/wp-content/uploads/2008/08/pic286461.jpg

http://blog.condorcape.com/wp-content/uploads/2008/08/pic322931.jpg

صندوق صدقات آسیای شرقی

1389/05/21


سیاه و سفید

1389/05/21

سلام. چندی پیش انیمیشنی با عنوان سیاه و سفید Black and White دیدم که خیلی خوب بود. یک ایده خوب و یک اجرای مناسب.
کارگردان این انیمیشن ۱:۴۹ دقیقه ای گابور لندوی Gabor Lendvai
از دانش آموختگان انیمیشن منتور Animation Mentor است.
برای دیدن این انیمیشن و خواندن مصاحبه با کارگردان به اینجا
بروید.

بنفش و قهوه ای چه کسانی هستند؟

1389/05/19

« بنفش و قهوه ای » Purple and Brown مجموعه انیمیشنی کوتاهی است که از شبکه نیکلودن Nickelodeon پخش می شود. این مجموعه که استاپ موشن و خمیری است داستانهای بسیار ساده و یک خطی دارد. مجموعه داستانها بر پایه تصادف و صرفا سرگرم کننده هستند. این مجموعه در انگلستان بسیار محبوب است و به تازگی نیز مخاطبان فراوانی در آمریکا و هلند پیدا کرده است.
بنفش و قهوه ای دو دوست خمیری هستند که در شروع هر قسمت با موسیقی و لوگوی سریال تکانهایی به خود می دهند و سپس در فضایی خاکستری داستان آغاز می شود. معمولا داستانها با خنده های احمقانه این دو آغاز و پایان می یابد. دو شخصیت الکی خوش.
کارگردان و مبدع این شخصیت ها ریچ وبر Rich Webber  و تدوینگر این مجموعه مایک پرسیوال Mike Percival هستند که همین دو نفر هم بجای این دو شخصیت می خندند! این مجموعه توسط استودیو آردمن ardman Studio تولید شده است.
عناوین تعدادی از اپیزودها:
  1. Snowman (2006) - 15 seconds
  2. Spaghetti (2006) - 19 seconds
  3. Weewee (2006) - 21 seconds
  4. (Irish Jig (2007
  5. Seagull (2007) - 22 seconds
  6. Christmas (2007) - 59 seconds
  7. Big Green Thing
  8. Alien 2 - 11 seconds
  9. (Magic Ball (2007
  10. Beardly (2007) - 11 seconds
  11. (Sleep (2007
  12. Balloon (2007) - 22 seconds
  13. Hammer - 11 seconds



پدر و پسر

1389/05/18

مردي مشغول تميز کردن ماشين نوي خودش بود. ناگهان پسر 4 ساله اش سنگي برداشت و با آن چند خط روي بدنه ماشين کشيد. مرد با عصبانيت دست پسرش را گرفت و چندين بار به آن ضربه زد. او بدون اينکه متوجه باشد، با آچار فرانسه اي که در دستش داشت، اين کار را مي کرد!

در بيمارستان، پسرک به دليل شکستگي هاي متعدد، انگشتانش را از دست داد.

وقتي پسرک پدرش را ديد، با نگاهي دردناک پرسيد:

«کي انگشتانم دوباره رشد مي کنند؟!»

مرد بسيار غمگين شد و هيچ سخني بر زبان نياورد. او به سمت ماشينش برگشت و از روي عصبانيت چندين بار با لگد به آن ضربه زد. در حالي که از کرده خود بسيار ناراحت و پشيمان بود، جلوي ماشين نشست و به خط هايي که پسرش کشيده بود نگاه کرد. پسرش نوشته بود:

«دوستت دارم بابايي»


در سالي كه بدنيا آمده ايد چه اتفاقاتي افتاده است؟

1389/05/17

سلام
چند وقت پیش ایمیلی از طرف یکی از دوستان به دستم رسید که آدرس سایتی بود که می گفت در سالی که به دنیا آمدید(البته به لاتین) چه اتفاقاتی افتاده. شما هم امتحان کنید. این آدرس سایته:
http://whathappenedinmybirthyear.com/

دلیل نامگذاری خیابان جردن تهران

1389/05/17

با سلام

شاید این مطلب خیلی مربوط نباشه ولی دونستنش خالی از لطف هم نیست.


دلیل نامگذاری خیابان جردن تهران


عکس یادگاری در مقابل مک ‌کورمیک‌ هال، در سال1309 هجری خورشیدی

دکتر ساموئل مارتین جردن (Samuel M. Jordan) از سال 1899 تا سال 1940 ریاست کالج آمریکایی تهران (دبیرستان البرز) را به عهده داشت. او بانی و سازنده دبیرستان البرز و مدرسه دخترانه آمریکایی تهران است.
جردن در سال 1871 میلادی در نزدیکی شهر یورک در پنسیلوانیا بدنیا آمد. پس از تحصیل در دبستان و دبیرستان در سال 1895 میلادی از کالج لافایت درجه B.A(لیسانس) گرفت. در سال 1898 درجه استادی علوم الهی (ام.ا) از دانشگاه پرینستون را دریافت کرد. در سال 1916 کالج لافایت او را با درجه D.D (دکتر در حکمت و فلسفه) شناخت و در سال 1935 میلادی از کالج واشنگتن و جفرسون به درجه دکترای حقوق نائل شد.
دکتر جردن در سال 1898 میلادی (1278 خورشیدی) به ایران آمد و یک سال بعد ریاست مدرسه را به عهده گرفت .در سال 1913 میلادی (1292 خورشیدی) با راه‌اندازی کلاس‌های باقیمانده دوره دوازده ساله دبیرستان تکمیل گردید. در سال 1918 میلادی (1297 خورشیدی) اولین ساختمان شبانه‌روزی که در آن زمان، مک کورمیک‌ هال (Maccormick Hall) نامیده می‌شد و یک ساختمان دیگر پایان یافت.
به پاس خدمات فرهنگی وی در کالج البرز، دو مدال و نشان به او عطا کرد.
دکتر جردن، در سال 1319 هجری خورشیدی از ایران رفت.
دکتر جردن پس از بازگشت به آمریکا، در سال1323 هجری خورشیدی، دوباره به ایران آمد و مورد استقبال شاگردان و مریدانش قرار گرفت. او ایران را وطن دوم خود می ‌نامید و همواره از آن به نیکی یاد می‌کرد. وی در سال 1333 هجری خورشیدی، در 81 سالگى در آمریکا در گذشت.
در سال 1326 هجری خورشیدی، مراسمی به یاد او و برای بزرگداشت او در تالار دبیرستان البرز برگزار شد و نیم تنه سنگی وی را که استاد ابوالحسن صدیقی تراشیده بود، در کنار در ورودی آن نصب کردند. این پیکره بعدا به کتابخانه دانشگاه صنعتی امیرکبیر منتقل گردید.
بزرگراه آفریقا در شمال تهران، در زمان رژیم گذشته، به یادبود وی خیابان جردن نام گرفته بود، نامی که هنوز هم بطور غیر رسمی کاربرد دارد.
کتابی به نام "روش دکتر جردن" به قلم شکرالله ناصر در دیماه 1323 در تهران منتشر شده که در آن به شیوه کار وی و اداره دبیرستان پرداخته است.

سلام

1389/05/15

سلام بر همه دوستان انیمیشنی و غیر انیمیشنی
من تازه اومدم و امیدوارم بتونم مطالبی از دنیای انیمیشن و سینما در اختیار دوستان قرار بدم.

تا بعد....